
دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...به یک احوالپرسی ساده...به یک دلداری کوتاه ...به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!به یک همراهی شدن کوچک ....
ادامه مطلب
عشقتنها ارثیه ایستکه از من به تو می رسد؛مرا ببخش اگربا دست های خالیدوست داشتمت!xa0لحظه هاتنها پرندگان مهاجری هستندک هرگزب آشیانه باز نخواهند گشت . . .دریابیم لحظه لحظه زندگی راxa0ایمان بیاوریم به پرواز یک...
ادامه مطلب
xa0هیچ رویایی به پای بیداریم با تو نمیرسدخواب ها فقط خودشان را اذیت می کنند !xa0عشقهمین خنده های ساده توستوقتی بـا تمـام غصه هایت میخنـدیتـا من از تمـام غصه هایـم رهــا شومxa0بدون گذرنامه از خیالم عبور خواه...
ادامه مطلب
نـوشـتـن✿زیبــاتـریـن کـار دنیــاسـت ✿و زیـبـا تـر از آن ✿چـشـمـان تـوسـت✿که آن را مـی خـوانـد✿************من یک دخترم✿تنها تر از خدا آرام تر از نسیم ✿مادرم سیب خورد✿و زندانی شد ✿ودر آرزوی آزادی نامم را رهــــــــــا نامید. ✿***********سلام من رهاناز هستم✿متولد 73/10/02✿تو استان کرج زندگی میکنم✿از ا...
ادامه مطلب
نـوشـتـن✿زیبــاتـریـن کـار دنیــاسـت ✿و زیـبـا تـر از آن ✿چـشـمـان تـوسـت✿که آن را مـی خـوانـد✿************من یک دخترم✿تنها تر از خدا آرام تر از نسیم ✿مادرم سیب خورد✿و زندانی شد ✿ودر آرزوی آزادی نامم را رهــــــــــا نامید. ✿***********سلام من رهاناز هستم✿متولد 73/10/02✿تو استان کرج زندگی میکنم✿از...
ادامه مطلب
مشکل ما در فهم زندگیستلذت بردن را یادمان ندادندهمیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم کهبهترین روزهای زندگیمان را تشکیل می دهندمدرسه..دانشگاه..کارحتی در سفرهمواره به مقصد می اندیشیمبدون لذت از مسیرغافل از اینکه زندگیهمان لحطاتی بودکه میخواستیم بگذرند...
ادامه مطلب
ما چون دو دريچه روبروي همآگاه زهر بگو مگوي همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آيندهعمر آينه بهشت، اما…آهبيش از شب و روز تير و دي كوتاهاكنون دل من شكسته و خسته ستزيرا يكي از دريچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو كردنفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد...
ادامه مطلب
بعضی از آدمها پر از مفهوم هستندپر از حس های خوبندپر از حرفهای نگفته اندچه هستند، هستندو چه نیستند، هستندیادشانخاطرشانحس های خوبشانآدمهابعضی هایشانسکوتشان هم پر از حرف هستپر از مرهم به هر زخم است !بیژن جلالی...
ادامه مطلب
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 شعر عاشقانه حافظگفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآیدگفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آیدگفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب رو است او از راه دیگر آیدگفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آیدگفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آیدگفتم که نوش ل...
ادامه مطلب
وقتی تو نیستینه هست های ماچونان که بایدندنه باید ها...مثل همیشه آخر حرفمو حرف آخرم رابا بغض می خورمعمری استلبخند های لاغر خود رادر دل ذخیره می کنم :باشد برای روز مبادا !قیصر امین پور xa0...
ادامه مطلب
اینجــا هیـچ قـرصــی آرام بـخــش نیـستــــــــ مگــر قـرص روی مـاهتـــــــــ.. xa0...
ادامه مطلب
فصل عوض میشودجای آلو راخرمالو میگیردجای دلتنگی رادلتنگی... xa0...
ادامه مطلب
موهایت را به من بدهمی خواهمدر اوراق آفرینشدر حضور خودتدست ببرم :گلی را لای موهایت می گذارمگل ، بوی موهایت را می گیرد ...به همین سادگی ......
ادامه مطلب
مخاطب قلبم ﺁﻏــﻮش ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ تــو ﺟـــــﺎ ﺩﺍﺭﺩ ...ﺍﮔﺮ ﺧـــــﻮﺏ ﮔـــــــﻮﺵ ﮐﻨﯽﺍﯾﻦ ﺿﺮﺑـــــــﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪ ﻭ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻗﻠﺒــﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨـــــــﻮﯼتــو ﺭﺍ ﻓﺮﯾــﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...ﻣﺨـــــــﺎﻃﺐ ﮐﻼﻣـﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺿﺮﺑــﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒـــــــﻢ ﻫﻢ تــوﯾﯽ...
ادامه مطلب
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی ، بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشکهای لعنتی … xa0...
ادامه مطلب
ما چون دو دريچه روبروي همآگاه زهر بگو مگوي همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آيندهعمر آينه بهشت، اما…آهبيش از شب و روز تير و دي كوتاهاكنون دل من شكسته و خسته ستزيرا يكي از دريچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو كردنفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد xa0...
ادامه مطلب
سلام به اون عزیزی که ، فاصله ها باهاش دارمتو دفتر خاطره هام ، خاطره ها باهاش دارمآرزوی دیدن اون ، صورت زیباشو دارمآخر حرفمم اینه هرجا باشه دوسش دارم...
ادامه مطلب
دوست من دیدنش آسان نبودپنجرهاش رو به خیابان نبوددوست من منظره بستهاشطارمی پر گل ایوان نبودطرح زمینی بزنم دوست رادوست من هیچ جز انسان نبودبا من و تو فرق زیادی نداشتاو فقط این گونه هراسان نبودمن پی دریوزه جسمم اگراو پی دریوزگی جان نبوددامنهای داشت پر از آبشارمنتظر رحمت باران نبودبد خبران آنچه از او گفتهاندبا دل خوش باورمان آن نبوددوست من با دل طوفانیاشجز پی آرامش طوفان نبوددوست من نقطه آغازهاستدوست من نقطه پایان نبودبا چه دریغی بسرایم از اواو که خود از خویش پشیمان نبود xa0...
ادامه مطلب