
دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...به یک احوالپرسی ساده...به یک دلداری کوتاه ...به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!به یک همراهی شدن کوچک ....
ادامه مطلب
xa0 برای بالا رفتن از بعضی از پله ها ها باید تاوان داد.. xa0...
ادامه مطلب
ما چون دو دريچه روبروي همآگاه زهر بگو مگوي همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آيندهعمر آينه بهشت، اما…آهبيش از شب و روز تير و دي كوتاهاكنون دل من شكسته و خسته ستزيرا يكي از دريچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو كردنفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد...
ادامه مطلب
حق الناس همیشه پول نیست بخدا.!گاهی غروریه که نباید می شکستیدلیه که باید میدادی و ندادی!حرفیه که باید بهش میگفتی و نگفتی!راهی که باید باهش میرفتی و نرفتی......
ادامه مطلب
اینجــا هیـچ قـرصــی آرام بـخــش نیـستــــــــ مگــر قـرص روی مـاهتـــــــــ.. xa0...
ادامه مطلب
فصل عوض میشودجای آلو راخرمالو میگیردجای دلتنگی رادلتنگی... xa0...
ادامه مطلب
موهایت را به من بدهمی خواهمدر اوراق آفرینشدر حضور خودتدست ببرم :گلی را لای موهایت می گذارمگل ، بوی موهایت را می گیرد ...به همین سادگی ......
ادامه مطلب
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی ، بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشکهای لعنتی … xa0...
ادامه مطلب
ما چون دو دريچه روبروي همآگاه زهر بگو مگوي همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آيندهعمر آينه بهشت، اما…آهبيش از شب و روز تير و دي كوتاهاكنون دل من شكسته و خسته ستزيرا يكي از دريچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو كردنفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد xa0...
ادامه مطلب
دوست من دیدنش آسان نبودپنجرهاش رو به خیابان نبوددوست من منظره بستهاشطارمی پر گل ایوان نبودطرح زمینی بزنم دوست رادوست من هیچ جز انسان نبودبا من و تو فرق زیادی نداشتاو فقط این گونه هراسان نبودمن پی دریوزه جسمم اگراو پی دریوزگی جان نبوددامنهای داشت پر از آبشارمنتظر رحمت باران نبودبد خبران آنچه از او گفتهاندبا دل خوش باورمان آن نبوددوست من با دل طوفانیاشجز پی آرامش طوفان نبوددوست من نقطه آغازهاستدوست من نقطه پایان نبودبا چه دریغی بسرایم از اواو که خود از خویش پشیمان نبود xa0...
ادامه مطلب